ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

842

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

ولى ديرى نگذشت كه تأليف و تدوين همچون درياى بيكرانى توسعه يافت و نامه‌هاى ديوانى و چكها نيز رو بفزونى رفت و كاغذهاى پوستى كمياب شد و نيازمنديهاى آنان را رفع نميكرد ، از اين رو فضل بن يحيى دستور داد كه كاغذ بسازند و آنگاه كه كاغذ ساخته شد فرمان داد ، نامه‌هاى ديوانى و چكهاى سلطان را روى كاغذ معمولى بنويسند و سپس مردم نيز اين نوع كاغذها را براى نامه‌هائى كه بسلطان و دستگاه دولت مىنوشتند و هم به منظور تأليفات و كارهاى علمى برگزيدند و تا جائى كه مىخواستند صنعت كاغذ سازى ترقى كرد و ببهترين شيوه‌اى ساخته ميشد . پس از چندى دانشمندان و اعضاى دولتها به ضبط و تصحيح ديوانهاى علمى همت گماشتند بدينسان كه روايت را به مؤلفان و واضعان آنها مستند مىكردند چه مهمترين منظور از تصحيح و ضبط كتب همين است و بدين شيوه اقوال را بگويندهء آنها و فتوىها را به رأى دهنده و مجتهدى كه آنها را استنباط كرده بود نسبت دادند و تا هنگامى كه متون از راه اسناد آنها به تدوين كنندگان هر يك تصحيح نشود نسبت دادن قول يا فتوائى به آنها درست نخواهد بود . و كار دانشمندان در روزگارهاى گذشته در سرزمينهاى گوناگون چنين بوده است ، چنان كه فايدهء فن حديث دربارهء روايت فقط منحصر به همين دليل بوده است ، زيرا بزرگترين نتيجه و ثمرهء شناختن احاديث صحيح و حسن و مسند و مرسل و مقطوع و موقوف از آنها از ميان رفته و زبدهء احاديث عبارت از امهاتى بود كه مورد قبول امت واقع گرديده بود و قصد بدان كارى لغو بشمار ميرفت و براى سود بردن از روايت و اشتغال بدان هيچ راهى نيست بجز تصحيح كردن اين امهات علم حديث و كتب فقه ويژهء فتوى و ديگر ديوانها و تأليفات علمى و اتصال سند آنها به مؤلفانشان تا نقل از آن امهات و اسناد به آنها صحيح باشد و راه اين رسوم و قواعد در مشرق زمين و اندلس صاف و هموار بود . و به همين سبب مىبينيم ديوانهائى كه در آن روزگار در سرزمين‌هاى مشرق